خرید بک لینک

سقراط از اينکه با سازشکاری اصولی را که بدان پايبند بود مخدوش کند ، سرباز زد.اما من باور نمی کنم که او می خواست بميرد يا از ايفای نقش شهيد لذت می برد.او فقط می جنگيد در راه آنچه معتقد بود حق است و به خاطر آنچه عمری به پای آن زحمت کشيده بود.او هرگز قصد نکرده بود بنياد دموکراسی را سست کند و حتی کوشيده بود ايمان لازم را به جهت آن فراهم سازد.

آنچه عمری در راه آن رنج برده بود همين بود و اکنون احساس می کرد ثمره زحماتش به خطر افتاده است.خيانت همنشينان سابقش نه تنها حاصل مجاهدات بلکه شخص خودش را به طرزی در انظار جلوه گر می ساخت که يقينا سخت وی را پريشان می کرد.ممکن است او حتی از اين دادرسی استقبال کرده باشد تا بتواند وفا و حسن عهد بيکرانی را که نسبت به شهرش داشت به اثبات برساند.

سقراط به دقت اين طرز فکر و نگرش را هنگامی که فرصت فرار به او عرضه شد تشريح کرد.اگر اين فرصت را مغتنم می شمرد و جلای وطن می کرد همه خيال می کردند مخالف دموکراسی است.بنابر اين ماند و دلايلی را که داشت بيان کرد.اين توضيح که در واقع آخرين وصيت اوست در رساله کريتون افلاطون يافت می شود و بسيار ساده است.سقراط می گفت اگر من بروم از قوانين کشورم سرپيچی کرده ام.چنين عملی مرا در مخالفت با قانون قرار می دهد و بی وفايی و عهد شکنی مرا ثابت می کند.اگر چنين کنم به کشور آسيب رسانده ام.

تنها به شرطی می توانم وفاداری خويش را به کشور و قوانين دموکراتيک آن بدون کوچکترين شبهه مدلل بدارم و ثابت کنم که هرگز دشمن آن نبوده ام ، که بمانم.هيچ برهانی بر وفاداری من محکم تر از اين نخواهد بود که حاضر باشم در راه وفاداری به عهد جان بدهم.

مرگ سقراط برهان قاطع صداقت و صميميت اوست.او دليری و سادگی و فروتنی و اندازه شناسی و ظرافت و خوش خويی خويش را هيچ گاه از دست نگذاشت.در خطابه دفاعيه می گويد : من آن خرمگسی هستم که خداوند به اين شهر بستگی داده است و تمام روز و در هر جا همواره در شما می آويزم و بيدارتان می کنم و بر شما حجت می انگيزم و سرزنشتان می کنم.شما به آسانی ديگری را مانند من نخواهيد يافت.از اين رو اندرزتان می دهم که از من دست بداريد...اگر چنانچه آنوتوس می گويد بر من دست بيازيد و نابخرادنه مرا بکشيد،بقيه عمر را در خواب سپری خواهيد کرد مگر آنکه خداوند لطف کند و خرمگس ديگری را برای شما بفرستد.

سقراط نشان داد که مرد ممکن است مرگ را برگزيند نه در راه تقدير و نام بلند و چيز های پر طمطراق ديگری از اين دست ،بلکه در دفاع از آزادی انديشه نقاد و به خاطر عزت نفسی که ابدا با خود بزرگ بينی و احساسات زود ياب مرتبط نيست.

- به نقل از جامعه باز و دشمنان آن نوشته کارل پوپر

برچسب: نویسنده: مانی پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 1:23

صفحه بندی